حقوق شهروندی از نگاه بها،عبدالبها و شوقی رهبران بهائیت
یکم: حق انسانیت
1-شهروندان غیر بهائی،انسان نیستند!
از نظر جناب بهاءالله، فقط بهائیان انسان محسوب می گردند و غیر بهائیان ،از بهائم و حیوانات شمرده می شوند.لذا شهروندان غیر بهائی ،سهمی از انسانیت نداشته و اصولا انسان نیستند چه رسد به اینکه حقوق شهروندی داشته باشند.این هم شاهد: میرزا در کتاب بدیع صفحه 213 نوشته است:
«نفوسی که از امر بدیع معرضند از رداء اسمیه و صفتیه محروم و کل از بهائم بین یدی الله محشور و مذکور»!!
دوم :حق کرامت و احترام
1-شهروندان غیر بهائی دارای احترام و رتبه نیستند!
بنا بر نصوص بهائی هرکس غیر بهائیان را انسان بنامدیا برای آنها رتبه ای قائل شود، از همه فیوضات و مراحم خداوندی محروم خواهد بود!
بهاءالله در کتاب بدیع ، صفحه ی 140 می نویسد :
«الیوم هر نفسی بر احدی از معرضین من اعلاهم او من ادناهم ذکر انسانیت نماید ، از جمیع فیوضات رحمانی محروم است تا چه رسد که بخواهد از برای آن نفوس اثبات رتبه و مقام نماید»!!
ملاحظه می فرمایید که جناب بهاءالله نه تنها غیر بهائیان را از دایره انسانیت خارج می داند ، بلکه به فتوای ایشان هرکس که آنها را آدم بداند ، او نیز از جمیع فیوضات رحمانی محروم است.حق شهروندی پیشکش!
2- شهروندان غیر بهائی ،زنازاده اند!
(با عرض پوزش فراوان از خوانندگان)از نظرجناب بهاءالله کسانی که امر بهائی را نپذیرند و انکار نمایند زنا زاده اند.ایشان در مورد منکرین خویش چنین فرموده اند:
من ینکر هذا الفضل الظاهر المتعالی المنیر ینبغی له بان یسئل عن امه حاله فسوف یرجع الی اسفل الجحیم.
یعنی حتی به برادر و خواهر خود(ازل و عزیه)هم که مخالف او بودند رحم نمی کند و آنها را با این عبارت زنا زاده می نامد!
همچنین شهروندانی هم که بغض جناب بها را در دل داشته باشند باید بدانند که حرام زاده اند و باید بروند حال خود را از مادر خود بپرسندچنانکه در صفحه 79 کتاب گنج شایگان و مائده آسمانی صفحه 355 باب یازدهم تصریح شده است که:
قل من کان فی قلبه بغض هذا الغلام (بهاء)فقد دخل الشیطان علی فراش امه بگو هرکس در قلبش دشمنی این غلام (بهاءالله) را داشته باشد قطعا شیطان در بستر و رختخواب مادرش رفته است!
سوم : حق برابری و مساوات
1-گاو محسوب شدن شهروندان سیاه آفریقائی !
جناب عبدالبها در باره سیاهان آفریقائی و فرقشان با سیاهان امریکائی می گوید: "مثلاً چه فرق است میان سیاهان افریک (آفریقا)و سیاهان امریک ، اینها خلق الله البقر علی صورة البشرند آنان متمدن و با هوش و فرهنگ ..."!! (خطابات بزرگ ، ص 119) لذا از نظر ایشان سیاهان آفریقائی گاو هستند(حتی نمی گوید "مثل" گاو هستند بلکه می گوید خود گاو هستند)!
2-:جاهل محسوب شدن شهروندان غیر بهائی
از نظر جناب بها ،شهروندان دگر اندیش (غیربهائی) که تصدیق بهائیت را نکرده اند جاهل و نادان هستند!
او در اقتدارات ص 111 می فرماید:
گر مرد دانشمندی در تصدیق امر توقف کند جاهل محسوب می شود!
3-تبعیض بین شهری و روستائی از نظر حقوق شهروندی
از نظر شارع بهائی،بین زن شهری و زن روستائی ،فرق وجود دارد.مهریه زن شهری طلاست و مهریه زن روستائی نقره و نباید اعتراضی هم داشته باشد!
وطبیعتا مرد شهری و روستائی از نظر اقتصادی از هم متمایز می گردندچون یکی موظف به پرداخت طلا و دیگری موظف به پرداخت نقره است!
4-تبعیض بین زن و مرداز نظر حقوق شهروندی
زن بهائی از خانه والبسه شوهرش ارث نمی برد!
دختر بهائی از خانه پدری و البسه او ارث نمی برد!
پسران متوفی بطور یکسان از پدر و مادر ارث نمی برند و ارث پسر بزرگتر از دیگر برادران و خواهران بیشتر است و در مجموع هم پسران از دختران بیشتر ارث می برند!
زن بهائی از حج رفتن محروم است!
زن بهائی هرگز نمی تواند به عضویت نهاد رهبری بهائیت یعنی بیت العدل در آید!
شهروندان مرد نسبت به شهروندان زن، اقدم و اقوی هستند چنانکه در حیوانات هم اینگونه است! عبارت در کتاب گلزار تعالیم بهائی صفحه 288،اینگونه است:
"سؤال خانمی بحضور مبارک عرض شد که گفته بود تا حال از جانب خدا زنی مبعوث نشده و همه مظاهر الهیّه رجال بوده اند . فرمودند: " هر چند نساء با رجال در استعداد و قواء شریکند ولی شبهه ای نیست که رجال اقدمند و اقوی حتّی در حیوانات مانند کبوتران و گنجشگان و طاووسان و امثال آنان هم این امتیاز مشهود "!!
چهارم : حق آزادی
الف:آزادی بیان
1-شهروندان ،حق آزادی بیان علیه تشکیلات را ندارند!
هیچ شهروند بهائی حق ندارد علیه تشکیلات بهائی (از محافل محلی و ملی و ایادیان و مشاورین ویاران و لجنات و ..گرفته تا برسد به بیت العدل) سخنی بگوید که در این صورت با مجازات بسیار سنگین "طرد" روبرو می شود.
ب:آزادی سفر
2-شهروندان حق مسافرت به اسرائیل بدون اجازه تشکیلات را ندارند!
چنانچه شهروند بهائی بدون اجازه تشکیلات به اسرائیل مسافرت کند و یا حتی بدون هماهنگی هواپیمایش از روی آسمان اسرائیل عبور کند به مجازات سنگین "طرد "از سوی رهبری بهائیت مبتلا می شود!
افراد متعددی بودند که بدون اجازه شوقی به جاهائی سفر کرده بودند که با خشم او روبرو شده و از سوی او" طرد" شدند!
فحاشی شوقی افندی و طرد کسی که بدون اطلاع او به اسرائیل مسافرت کرده است: در موضوع صادق فرزند آقا محمد جواد آشچی فرمودند بنویس:
این شخص بداخلاق و پست فطرت اخیرا مخالف دستور این عبد مسافرت به فلسطین نموده و وارد ارض اقدس گشته، تلغرافی راجع به طرد و اخراج او از جامعه به آن محفل مخابره گردید به والدش صریحا اظهار و انذار نمایند مخابره با او به هیچ وجه من الوجوه جائز نه، تمرد و مخالفت نتایجش وخیم است! (شوقی افندی ، توقیعات مبارکه، (102- 109) ص 41)
این هم اسامی برخی از افراد دیگری که توسط جناب شوقی طرد روحانی شده اند:
1- روحی افنان نوه جناب عبدالبهاء به دلیل سفر دوم به آمریکا در سال 1935 بدون تایید شوقی افندی
2- زهرا خانم نواده دختری جناب عبدالبهاء همسر ورحی افنان بدلیل ازدواج بدون کسب موافقت شوقی افندی
3- ثریا خانم نواده جناب عبدالبهاء همسر فیضی افنان خواهر روحی افنان به دلیل ازدواج با یک ناقض عهد
4- فواد افنان نوه جناب عبدالبهاء به دلیل سفر به انگلستان
5- فیضی افنان نواده جناب بهاءالله
ج:آزادی سیاسی
شهروندان حق دخالت در سیاست،عضویت در احزاب، شرکت در انتخابات و ...را ندارند!
طبق متون اصلی بهائی،هیچ شهروندی حق دخالت در سیاست ،مخالفت با حاکمیت، اعتراض به ظالمان،شرکت در احزاب سیاسی، حضور در انتخابات و خلاصه فعالیت سیاسی در کشور ها را ندارد!
اعتراض به حاکمان و زمامداران هم جائز نیست:
جناب میرزا در اقدس ،هرگونه اعتراضی رابر حاکمان و زمامداران جائز ندانسته و اکیدا دستور می دهد امور آنها را به خودشان واگذاریدو به آنها اعتراض ننمائید و به جای آن به قلوب توجه نمائید.عبارت او چنین است:
لیس لاحد ان یعترض علی الذین یحکمون علی العباد!
در نقطه مقابل به اسم رافت دستور همنشینی با خائنان و اهرمنان داده شده است:
دستور همنشینی شهروندان با خائنان و گرگان خونخوار و اهرمنان!
"...اهرمن را ملائکه شمارید. جفاکار را مانند وفادار به نهایت محبت رفتار کنید و گرگان خونخوار را مانند غزالان ختن و ختا مشک معطر به مشام رسانید.
خائنان را ملجآ و پناه گردید ...(ص 160 ج سوم مکاتیب)
د: آزادی های شخصی
شهروندان حق تراشیدن سر یا بلند کردن مو (بیشتر از حد گوش)را ندارند!
شهروندان مطابق دستورات کتاب اقدس،نباید سر خود را بتراشند و موهای خود را بیشتر از دوسه سانتیمتر(تا حد گوش) بلند کنند!
شهروندان حق ملاقات و دیدار مشرکین و منافقین را ندارند!
از نظر رهبران بهائی، ملاقات دگر اندیشان حرام است:
"إعلم بأن الله حرّم على احباء الله لقاء المشرکین و المنافقین، بدان که خدا بر احبایش دیدار با مشرکین و منافقین را حرام کرده است" (مائده آسمانی، ج4، ص 280)
جالب است دانسته شود که از نظر بهائیت ،شیعیان هم جزو مشرکین محسوب می شوندو طبیعتا لقای این مشرکین هم حرام است چنانکه درص 140 مائده ج 4 و نیز
رحیق مختوم ص 595 آمده است:
«لعمرالله (به خدا سوگند)حزب شیعه از مشرکین از قلم اعلی در صحیفه حمرا مذکور و مسطور»! یعنی سوگند هم یاد می کند که شیعیان مشرک هستند و تاکید می نماید که این موضوع در" صحیفه سرخ"(؟!) هم ذکر شده است!
شهروندان حق معاشرت و موانست با معرضین را ندارند!
سران بهائی صراحتا دستور داده اند که با معرضان از بهائیت ،نشست و برخاست و همنشینی و انس پیدا کردن،حرام است زیرا ممکن است این دیدارها بهائیان را نسبت به
بهائیت دلسرد نمایدو این دستور از آسمان صادر شده است!:
«باید از معرضین در کل شئون اعراض نماییم و در آنی مؤانست و مجالست را جایز ندانیم که قسم به خداکه انفس خبیثه انفس طیبه را می گدازد چنان که نارحطب یابسه را و حر ثلج بارده را» (بهاءالله، مائده، ج 8، مطلب 53)
همچنین : «با نفوس معرض که اعراضشان ظاهر شده معاشرت و تکلم و ملاقات جایز نه، هذا حکم قد نزل من سماء آمر قدیم» (بهاء الله، مائده آسمانی، ج 8، ص 74 چاپ جدید، باب معاشرت با معرضین جایز نه!)
تصور بفرمائید اگر این معرض از بهائیت، پدر یا همسر یا فرزند یک بهائی باشد ،معاشرت و موانست با او برای شهروند بهائی حرام است تا جائی که حتی سلام و کلام با او هم جایز نیست!
اصولا طرد روحانی توسط ولی امرالله و محرومیت معاشرت دیگران حتی همسر و فرزند فرد مطرود با مفاد اعلامیه مذکور به ویژه ماده 18 آن تعارض دارد.
محدودیت زمانی شهروندان درنگاهداری وسائل خانه !
جناب بها در کتاب اقدس:بر شما نوشته (یعنی واجب )شده است که وسائل و اسباب خانه را بعد از انقضای نوزده سال تجدید نمائید!(یعنی نگهداری بیش از نوزدهسال وسائل،گناه است!)
لزوم کناره گیری شهروندان از عالمان دین
جناب بها در ایقان ،علما رابزرگترین مانع و سدّ هدایت مردم شمرده و همهی ایشان را جاه طلب و دین فروش گفته و ازمردم خواسته است اصلاً دنبال عالمان نروند و از آنان احتراز جویند واگر میخواهند به حقیقت وحقّانیّت باب برسند باید گوش به حرف احدی از علما ندهند و به آنها متمسّک نشوند که اگر چنین کنند از درک حقیقت و وصول به سرچشمه حیات و معرفت محجوب و محروم گردند.
پنجم : حق داد رسی
شهروندان بهائی حق ندارند به دادگاههای کشورها مراجعه نمایند و باید در داخل نظام بهائیت داد رسی شوند.ملاک و میزان هم در حل دعاوی ،کتاب اقدس و متون دیگر میرزاست . برخی از شاخص های نظام داد رسی هم به قرار ذیل است:
1- شهروندان دزد باید انگ دار شوند!
مجازات دزدان در بار اول دزدی ،تبعید و در بار دوم ،زندان و در نوبت سوم انگ خوردن بر پیشانی اوست:
اقدس:... در نوبت سوم اگر دزدی نمود ، باید در پیشانی او علامتی حک نمائید تا به موجب این علامت شناخته شود و در شهرهای مختلف خدا موجب شناسائی او شود تا اورا نپذیرند و اخراج نمایند!(حد دزدی هم مشخص نیست که چقدر باشد تا مشمول این مجازات ها شود)
3-گرفتن طلا ازشهروندان مرتکب اعمال منافی عفت برای بیت العدل !
اگر مرد و زنی بهائی ،مرتکب عمل زنا شدند باید طبق نص کتاب اقدس ،هر کدام نه مثقال طلا به بیت العدل بپردازند. چنانچه برای بار دوم مرتکب این عمل زشت گردیدند باید هر کدام دو برابر این مبلغ یعنی هیجده مثقال به همان مرکز یعنی بیت العدل بپردازند.
( تکلیف خلافکاران ثروتمند که باید برای بار دهم عمل خلاف خود 43.2کیلو و برای بار پانزدهم خلافکاری خود 1382.4 کیلو و برای بار بیستم زنای خود 44236.8 کیلو(سه کامیون پانزده تنی) طلا به بیت العدل بپردازند چیست؟ بار ی سی ام و چهلم و پنجاهم چه می شود؟(ماشین حساب ها کم می آورند!)
4-سوزاندن شهروند مجرم
در بهائیت ،جزای کسی که آپارتمانی را آتش بزند این است که خودش را آتش بزنند!
(هیچ حدی هم معین نشده است)
این عین عبارت کتاب اقدس است:
"ومن احرق بیتا متعمدا فاحرقوه "
اگر کسی عمدا خانه ای را آتش زد باید او را بسوزانید !!( اگر هم خواستید تخفیف بدهید حبس ابدش کنید!)
5- طلاگرفتن از شهروند محزون ساز!
جریمه محزون ساختن یکنفر ، نوزده مثقال طلاست که به پول امروز یک میلیون و هشتصد هزار تومان است.لذا هر شهروندی که کسی را محزون کند باید این مبلغ را بپردازد. همین شهروند اگر مرتکب فحشاء شود و زنا کند باید نه مثقال طلا یعنی به پول امروز هشتصد هزار تومان به بیت العدل بپردازد!
پس جریمه زنا کردن هشتصد هزار تومان ولی جریمه محزون ساختن یک ملیون و هشتصد هزار تومان است!

از نظر جناب باب،جایز نیست هیچ کتابی جز "بیان "تدریس شود لذا همه مدارس ،
با وجود اینکه همه کاندیداها و ستادهای انتخاباتیشان سخن از پیرو خط امام بودن می گویند اما بعضی از آنان در حرکتی دقیقا برخلاف دیدگاههای امام راحل (ره) و با مطرح کردن بحث حمایت از حقوق شهروندی فرقه ضاله بهائیت آب به آسیاب دشمنان قسم خورده این انقلاب میریزند. یادمان نرود که امام در سخنرانی های خود همانند سایر مراجع تقلید بارها اشاره کرده اند که فرقه ضاله بهائیت جاسوسان اسرائیل هستند . امام خمینی (ره) علما و مردم را از توطئه های شوم استعمار مطلع و خطر بهائیان و اسرائیل را برای اسلام و کشور گوشزد کرد : " این جانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می کنم، قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملکت و اقتصاد آن در قبضه صهیونیستها است که در ایران به صورت حزب بهائی ظاهر شدند. "
تیمسار بهایی مسئول قتل عام میدان ژاله تهران در 17 شهریور، مدال افتخار می گیرد و صفات اله فهندژ، ارتشی بهایی در شهرک سعدی شیراز در بهمن 57 همسایگان مسلمانش را از پشت بام خانه خود به رگبار می بندد و 12 نفر را به شهادت رسانده و تعداد زیادی را زخمی می سازد...
هيچ جايگاهي ندارد و يک نيرنگ انتخاباتي است.
شهروندی بهائیت از سوی محافل و سایتهای فرقه ضاله مورد تایید و تمجید قرار گرفتند. این تغییر چهره و تغییر موضع نسبت به یک مرجع تقلید که کاملا ساختگی و صرفا برای سواستفاده از نظر ایشان است آیت الله منتظری را بر آن داشت تا طی یک نظر رسمی به اصلاح دیدگاه خود پرداخته و موضوع حقوق شهروندی را برای این شیادان نان به نرخ روز خور روشن کنند.
بهائیان ایران به حقوق شهروندی است. از سوی دیگر، نگرانی جوامع بشری از بهائیت نیز امروزه متوجه مدیریت تشکیلات است. ایرانیان به عنوان شهروندان یک جامعه انسانی و آزاداندیش نگران سلامت، رفاه و امنیت شهروندان خود خصوصاً بهائیان ایرانی که در تحت استیلا و سلطه تشکیلاتاند، هستند.
به حیات انسان تعلق دارد. یعنی جان و حیات انسان محترم و کسی حق تعرض و تعدی به آن ندارد. و در باور و عقیده اسلامی، انسان تا حدی محترم و ارزشمند است، فلسفه وجود هستی بخاطر انسان است.
یا در جای دیگر گفته شده است که کسی که در وجود خود احساس کرامت میکند، آن را به گناه نمیآلاید.
ایشان در عرصه حقوق شهروندی است مجموعه حقوقی که برای یک شهروند باید قائل شد را بر اساس متن قانون اساسی به بخش های زیر تقسیم می کند:
برابر محاکم وضابطان قوه قضائیه است. با گذشت چند سال از ابلاغ قانون حقوق شهروندی توسط رئیس قوه قضائیه به مسئولان ذیربط اما هنوز تعریف و شناخت دقیقی از این واژه و عبارت وجود ندارد و هر کسی از ظن خودش یار آن می شود. گاهی حتی برخی ها پا را فراتر گذاشته و حقوق شهروندی را براساس متر و معیار خودشان تعریف می کنند.